|
|
|
|
|
سلام. امیدوارم که خوب باشید ولی من اصلا خوب نیستم با اینکه امتحانامو همه توپ توپ دادم ولی خوب دیگه زندگی و هزار تا مشکل این شعر و بخونید پشیمون نمی شید: می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی می رسد روزی که تنها در کنار عکس من شعر های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
بچه ها خیلی بده که آدم اصلا حالش خوب نبا شه و چشماش تو خیابون و حواسش به بیرون از خونه و جای دیگه باشه... خدا تو همه ی مراحل زندگی خیلی خیلی به من کمک کرهده امیدوارم این دفعه هم صدای منو بشنو و باهام قهر نباشه. آخه می دونید خیلی بده که خدا با ما قهر کنه دیگه اون موقع حتی خدامونم نداریم و هیچ پشت و پناهی نداریم. بچه ها برام دعا کنید محتا ج دعا همه ام. منتظر حضور سبزتون هستم. سایتون کم نشه. یا علی . خدانگهدار |
||
|
+
نوشته شده در هفدهم دی 1384ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط غزل
|
|
||