تبليغاتX
به نام تنها قدوس عاشقان
هیچگاه دنبال کسی نباش که با او زندگی کنی دنبال کسی باش که بی اونتوانی زندگی کنی
سلام خدمت بچه های گل من ارمغانم کارمو با غزال شروع کردم منو غزال از دوستای دوران دبستانیم

با انکه از هم جدا شدیم اما هنوزم ارتباط داریم. هدفمون از برقراری این وبلاگ زدن حرف دلمون و

شنیدن حرفای دل شما هاست امیدوارم با دادن نظراتون بهمون کمک کنین واقعا محتاج نظرات شما عزیران هستیم.

این یه مقدمه ای بود برای شروع کارم تنهامون نزارین...

یا علی

+ نوشته شده در  نوزدهم آذر 1384ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط غزل  | 

سلام...

می خوام با خدام حرف بزنم....

  سلام خدا جونم...

خدائی که مهربونی و  تو این دوره زمونه و روزگار توئی ه فقط مال همه ای .

تنها توئی که برای اومدن پیشت نباید وقت گرفت...همه رو راه می دی فقیر و

مایه دار .خوشکل و زشت .خبکار و گناه کار. دلم گرفته گفتم با تو در میون بذارم.

گفتم بهترینی . عزیز ترینی .خدا جونم خیلی دوست دارم .من و تمام بنده ها تو دریاب.

دوستت داریم خدا جون من و تمام بنده هات

همه  .همه ی همه...

+ نوشته شده در  نوزدهم آذر 1384ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط غزل  | 

سلام....

   بیا ای دلربا دلدار من باش

                        زمانی بلبل گلزار من باش

                                        به روی غنچه ی دل نغمه سر کن

                                                                 نگه بان گل بی خار من باش

+ نوشته شده در  هجدهم آذر 1384ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط غزل  | 

ya hoseyn Click to view full size image
+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1384ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط غزل  | 

 سلام

الان   که می نویسم با یه دله پر می نویسم...

بذارید از اولش بگم..........

ما بین دوستامون یکی بود که خیلی خودشو به ما می چسبوند در کل من دوسش داشتم چون خیلی بچه ی ساده ای بود 

ولی واسه ی رفتارای بچه گونش گاهی  بهش تیکه می پروندم که شخصیتشو انقدر خرد نکنه...........

تا یه روز دیدم ناراحت شده از حرفم.......بعد از دو سه روز که من داشتم با یکی از رفیقام حرف می زدم رفیقم بهم گفت

که این چه دختر ساده ایه .گفت که یش مامانش زندگی می کنه...گفت که چقدر از حرفم ناراحت شده...به خدا تو عمرم انقدر

خجالت نکشیدم...خیلی دلم براش سوخت...مگه اون چه گناهی داشت...اگه پدر بمیره بهتر از اینکه بچه شو نخواد و نخواد

باهاش زندگی کنه... می دونین تو مملکت ما چقدر از این بچه ها هستن و چقدر از این پدر و مادرای بی مسولئت. سر نوشت

اینا رو کی تضمین می کنه... حتما انسان های گرگ صفت این جامعه که هیچ چی از دوست داشتن و اصالت یک ایرانی نمی

فهمن یا خودشونو میزنن به نفمیدن.سرنوشت این بچه ها چی میشه. بچه هایی که تشنه نوازش پدر و مادرن از کی باید

محبت ببینن  ؟ کی باید نوازششون کنه...چرا باید محبت و از بیرون جامعه پیدا کنن. که اونم محبت نیست اسمش یه چیز

دیگست..........ما مادرا و پدرای فردائیم پس نذاریم فرزندانمون به این مصیبت گرفتار بشن...دوسشون داشته باشیم و

دوست داشتن و بهشون یاد بدیم. لااقل ما پدرا و مادرای خوبی باشیم

+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1384ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط غزل  | 

همه ی بچه های ایرونی نازن ولی افسوس  بعضی از پدرا و مادرا برای خودخواهی خودشون نمی تونن درک کنن بچه یعنی چی؟

 

Click to view full size image

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1384ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط غزل  | 

+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1384ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط غزل  |